قطعنامه ۶۸۸؛ درسی همیشگی برای تاریخ

قطعنامه ۶۸۸؛ درسی همیشگی برای تاریخ
قطعنامه ۶۸۸؛ درسی همیشگی برای تاریخ

تاریخ ملت‌ها آکنده از جنگ‌هاست، اما تنها آن لحظاتی به نقاط عطف واقعی بدل می‌شوند که وجدان بشریت را به لرزه درآورند. کوچ میلیونی سال ۱۹۹۱ (۱۸ فروردین ۱۳۷۰)، تنها فرار از چنگال ظلم نبود، بلکه بزرگترین مانور سیاسی و خاموش ملت کورد به شمار می‌رفت. این حرکت، در واقع درهم‌شکستن تابلوی حاکمیت مطلق کشورها به پای حقوق بشر بود.

در تاریخ ۵ آوریل ۱۹۹۱، هنگامی که ۱۰ عضو از ۱۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه ۶۸۸ رأی مثبت دادند، در واقع امضایی بر نگارش متفاوتی از تاریخ معاصر ملت کورد نهاده شد. هرچند در متن قطعنامه مستقیماً به "منطقه پرواز ممنوع" اشاره نشده بود، اما کشورهای غربی (آمریکا، بریتانیا و فرانسه) از آن به عنوان مستمسکی قانونی برای تعیین مدار ۳۶ درجه و ایجاد "پناهگاه امن" بهره جستند؛ اقدامی که در نهایت به سنگ بنای تأسیس اقلیم کوردستان بدل گشت.

 

مهم‌ترین نقطه عطف

سازمان ملل متحد در قطعنامه ۶۸۸، برای نخستین بار به بهانه "مسائل انسانی" در امور داخلی یک کشور دارای حاکمیت مداخله کرد؛ این اساسی‌ترین نکته سیاسی و انسانی نهفته در پس این قطعنامه بود. بر کسی پوشیده نیست که کوچ میلیونی به عنوان نمودی از مبارزه مدنی، عامل اصلی این تصمیم بود. این همان "قدرت صلح" است که پیامد نهایی آن در کوردستانی آباد و آرام متجلی می‌شود.

این الگو از مبارزه، در دوران باستان و معاصر، همواره نتایج متمایز و مثبتی به همراه داشته است. هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه به مدینه، گریز حضرت موسی (ع) از ستم فرعون و انتخاب زندان توسط گاندی، نمونه‌هایی از این دست هستند که امروز نتایج هر سه رویکرد در تاریخ روشن است.

 

اعراض؛ راهبردی قرآنی و متافیزیکی

در قرآن کریم به ما توصیه شده است که از ظلم و ناخوشی‌ها روی بگردانیم؛ به این معنا که به آن‌ها بی‌توجهی کرده )اعراض) و مسیر خود را ادامه دهیم. این اصل در علوم نوین و به‌ویژه در متافیزیک نیز به اثبات رسیده است کە "به هر چه توجه کنی، از همان جنس وارد زندگی‌ات می‌شود".

جنبش‌های صلح‌طلبانه نه تنها نشانه ضعف نیستند، بلکه مقتدرانه‌ترین نوع رویارویی محسوب می‌شوند. هنگامی که ملتی به دور از خشونت مطالبات خود را فریاد می‌زند، دشمن را از سلاحِ "بهانه تروریسم" خلع‌سلاح می‌کند. در نبردهای مسلحانه تنها جوانان و نظامیان حضور دارند، اما در یک جنبش صلح‌طلبانه (نظیر کوچ یا تظاهرات)، زنان، کودکان و سالخوردگان همگی به ارتشی اثرگذار بدل می‌شوند. بی شک در چنین مبارزه‌ای، صدا با وضوح بیشتری به گوش جهانیان رسیده و حس همدردی بین‌المللی را برمی‌انگیزد.

نمونه بارز این مبارزه در رویدادهای سال گذشته در کوردستان سوریه (روژاوا) مشهود بود. بریدن گیسوان یک دختر کورد، واکنشی جهانی را در پی داشت و خیابان‌های اروپا و آمریکا را از فریاد دادخواهی کوردها پر کرد. این کنش مثبت، در نهایت بخشی از دستاوردهای ملت کورد را در آن منطقه حفظ نمود.

 

قانون تغییرناپذیر هستی

جهان بر پایه یک قانون همیشگی بنا شده است، "هر کنشی، واکنشی هم‌سنگ و هم‌نوع خود دارد". این قانون تخطی‌ناپذیر کیهان است. پیامد مبارزه صلح‌آمیز با مبارزه مسلحانه کاملاً متفاوت است.

مهاتما گاندی در سکوت و از میان دیوارهای زندان، توانست شالوده مبارزه‌ای را بنا نهد که منجر به آزادی هندوستان شد. ثمره مبارزه صلح‌آمیز گاندی در کشوری که به "سرزمین ۷۲ ملت و ۷۰ آیین" معروف است، کاملاً عیان است. در مقابل، فرجام مبارزات مسلحانه در کشورهایی که تنها چند ملیت یا مذهب محدود دارند نیز پیش روی ماست.

کشورهایی چون لیبی، یمن، عراق و سوریه که تغییرات در آن‌ها با زور اسلحه رقم خورد، اکنون ده‌ها سال به عقب بازگشته‌اند. نمونه نزدیک‌تر، وضعیت ایران است؛ مردمی که ۴۷ سال پیش از طریق حضور در خیابان‌ها رژیم پادشاهی را سرنگون کردند، اکنون پس از نیم قرن در چرخه‌ای افتاده‌اند که برای گذشتگان طلب آمرزش می‌کنند. این‌ها نتایج همان قوانین لایتغیر هستی است: صلح، آرامش و خوشبختی به ارمغان می‌آورد و خشونت، ناآرامی و آشفتگی.

 

استراتژی صلح

همان‌گونه که کوچ سال ۱۹۹۱ منجر به صدور قطعنامه ۶۸۸ شد و همان‌طور که جنبش‌های مدنی اخیر صدای کوردها را به قلب پارلمان‌های اروپا و آمریکا رساند، ملت کورد باید درک کند که "قلم، هویت و مبازرە مدنی" سلاح‌هایی هستند که رژیم‌های دیکتاتوری تاب ایستادگی در برابر آن‌ها را ندارند. صلح به معنای سکوت نیست، بلکه قدرتمندترین شیوه مبارزه است.

برای آنکه کوردها در مسیر "راهبرد صلح" همچون گاندی موفق شوند، لازم است اقلیم کوردستان و مناطق کوردنشین به نمونه‌هایی درخشان از حکمرانی مطلوب بدل شوند تا جهان به آن‌ها به چشم "جزیره آرامش و دموکراسی" بنگرد. ما باید مسیر دیپلماسی فرهنگی را در پیش بگیریم و از هنر، ادبیات و روایت‌های فردی برای معرفی آرمان‌هایمان با زبانی انسانی – و نه صرفاً سیاسی – استفاده کنیم.

به گفته پیشینیان این را باید ملکە ذهن خود کنیم، بزرگترین سلاح کوردها در آن کوچ تاریخی، "یک‌صدایی"  بود. از این رو، یک پیام واحد و صلح‌طلبانه، از هزاران سلاح کارآمدتر است.