علی الظفیری
خبرنگار شبکە الجزیرە
اربیل.. در کانون طوفان
مسرور بارزانی در اظهارات مستقیم و غیرمستقیم خود از این چارچوب خارج نمیشود و دغدغه اصلیاش، زندگی شرافتمندانه کوردها در وطن خویش در چارچوب حقوق و تکالیف برابر با سایر شهروندان است، نه به عنوان اقلیت یا شهروند درجه دوم.
در دفتر کارش واقع در دفتر کنفرانسهای اربیل، با جناب آقای مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کوردستان دیدار کردم؛ مردی آرام و بااصالت که در پس لبخند و لحن ملایمش، ارادهای پولادین نهفته است؛ ارادهای که آن را از پدربزرگش، زندهیاد ملا مصطفی بارزانی به ارث برده است؛ همان رهبر نظامی که پس از سقوط جمهوری مهاباد، همراه با ۵۰۰ پیشمرگە و در زیر بارش گلوله، با پای پیاده از میان کوهها به سمت اتحاد جماهیر شوروی هجرت کرد؛ سفری نزدیک به ۵۰ روزه که شایسته تبدیل شدن به فیلمی سینمایی است که همزمان روایتگر شجاعت و امیدهای بربادرفته باشد.
مسرور بارزانی متعلق به نسل سوم خاندانی است که حکمرانی بخش پهناوری از ملت کورد را بر عهده دارند. او فرزند مسعود بارزانی، رهبر و سیاستمدار برجسته کورد است و بیشتر تمرکز خود را بر حوزههای اقتصاد، حکمرانی و اصلاحات سیاسی و اداری در اقلیم معطوف ساخته است؛ به دور از تنشهای تاریخی و پیچیدهای که نه تنها کمکی به توسعه و پیشرفت اقلیم نمیکنند، بلکه خود مانعی در مسیر روند توسعه به شمار میروند.
مسرور بارزانی، بازتابدهنده دغدغههای نسل جدیدی از کوردهاست که زیر بار سنگین خاطرات تلخ گذشته رنج کشیدهاند و اکنون برای دستیابی به زندگی پایدار، آرام، شایسته و مبتنی بر برابری برای مردم خود تلاش میکنند. در سخنان او، حس عمیق افتخار به هویت کوردی را در کنار رویکردی آرام و سازگار با پیرامون عراقی، عربی، ترکی و ایرانیاش به وضوح لمس کردم.
مسرور بارزانی در پیرامون اربیل به دنیا آمده، در ایران بزرگ شده، سپس تحصیلات خود را در ایالات متحده آمریکا به پایان رسانده و در اواخر سال ۱۹۹۸ به اقلیم بازگشته است تا مسیر سیاسی خود را در ردپای پدرش آغاز کند.
این خاندان نفوذ و جایگاه بسیار بزرگی در میان ملت کورد دارد، و طبیعتاً مخالفانی نیز دارد. من در ابتدای دیدار اصرار داشتم که گفتوگو به زبان عربی انجام شود؛ او با احترام این درخواست را پذیرفت، اما با این حال عذرخواهی کرد و گفت شاید نتواند تمام مصاحبه را به عربی ادامه دهد، چرا که تسلط کاملی بر بیان ظرافتهای پیچیده و موضوعات بسیار مهم به زبان عربی ندارد؛ چرا که در ایران و به دور از محیط عربی رشد کرده و ترجیح میدهد به زبان مادریاش یعنی کوردی سخن بگوید. با این حال، ما از او خواستیم به زبان انگلیسی گفتگو کنیم تا ترجمه دقیقتر و روانتر منتقل شود و او با روی گشاده پذیرفت؛ موضوعی که البته بعدها زمینهساز پرسشهایی از سوی برخی افراد شد که چرا به زبان کوردی یا عربی صحبت نکرده است.
نکته قابل توجه اینکه نخستوزیر اقلیم کوردستان بر اساس اصول اتحاد و فدرالیسم میاندیشد؛ اصولی که پیونددهنده او با دیگر مؤلفهها و مناطق ملت عراق است. او در اظهارات مستقیم و غیرمستقیم خود از این چارچوب خارج نمیشود و دغدغه اصلیاش، زندگی شرافتمندانه کوردها در وطن خویش در چارچوب حقوق و تکالیف برابر با سایر شهروندان است، نه به عنوان اقلیت یا شهروند درجه دوم. نگاه او فراتر رفته و کل عراق را در بر میگیرد، چرا که عمیقاً درک کرده است توسعه تنها در یک بخش از کشور امکانپذیر نیست و باید تمام مناطق را شامل شود.
مسرور بارزانی بزرگترین چالش در مدیریت کشور و مناسبات میان اقلیم و دولت فدرال را در گروی درک عمیق ماهیت مسائل، باور راسخ به آنها، و تعهد عملی به اجرای مفاد آنها میداند؛ از جمله این پروندهها میتوان به مناطق استانی و مورد مناقشه اشاره کرد که در ماده 140 قانون اساسی ذکر شدهاند، به همراه قانون نفت و گاز و سایر پروندههای مشترک.
او معتقد است نقاط اشتراک فراوان و فرامرزی میان بغداد و اربیل وجود دارد و هرچقدر باور به این اهداف مشترک بیشتر شود، به همان میزان میتوان توسعه و ثبات بیشتری را در سراسر کشور محقق ساخت که خیر و برکت آن شامل حال همه مناطق خواهد شد.
جمعیت کوردها در جهان بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر یا شاید اندکی بیشتر برآورد میشود که بزرگترین بخش آن با نزدیک به ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر در ترکیه زندگی میکنند، پس از آن ایران با حدود ۱۰ میلیون نفر، و سپس عراق و سوریه قرار دارند؛ مناطقی که همگی با یکدیگر هممرز هستند و در جغرافیای این چهار کشور جای گرفتهاند.
هرکس تحولات اخیر سوریه یا رویدادهای پیشین ترکیه در مواجهه با حزب عدالت و توسعه (آکپارتی) را دنبال کند، و همچنین با در نظر گرفتن جایگاه عراق پس از سال ۱۹۹۱ و تصویب قانون اساسی فدرالی در سال ۲۰۰۵، متوجه پیشرفتی کیفی در دو محور کلیدی خواهد شد: نخست، درک عمیقتر طرفهای دیگر نسبت به مسئله کورد، و دوم، گامهای بزرگ در جهت احقاق حق شهروندی برابر با سایر شهروندان. بدون شک، آنچه در اقلیم کوردستان عراق رخ میدهد، بر پیرامون خود نیز تأثیرگذار است.
در سالهای گذشته، برآوردهای سیاسی و پژوهشها نشان دادهاند که نمایندگان کورد حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از کرسیهای حزب عدالت و توسعه در پارلمان ترکیه را به خود اختصاص دادهاند که این امر نشانهای از تحولی بزرگ در همگرایی و توافق میان مؤلفههای مختلف بر سر حقوق و نمایندگی سیاسی است. همین چند روز پیش نیز قانون مرتبط با فرآیند صلح همهجانبه و عبور از گذشته در پارلمان به تصویب رسید.
اطلاعات و نشانههایی که از سوی سوریه و مرتبط با احمد الشرع مطرح میشود نیز گویای تلاش برای عبور از ستمگریهای رژیم پیشین علیه کوردهای سوریه است. در عراق نیز شهروندان گامهای سریعی در مسیر پیوند و تعامل برداشتهاند که هیچ ابهام یا خللی نمیتواند به آن آسیب برساند و تجربه سیاسی و گفتوگوی مداوم بیشک بر مشکلات فائق خواهد آمد.
کوردها در تاریخ خود انتخابهای سیاسی متعددی داشتند که در بسیاری از آنها موفق نبودند. آرمان تاریخی آنها برای تشکیل دولت با موانع جدی روبهرو بوده، اما چالشها و سختیها نیز هرگز متوقف نشدهاند.
در یک گردهمایی باشکوه و در حضور جمعی انبوه از تمامی اقشار کورد، قاضی محمد در میدان «چوارچرا» در مهاباد، تأسیس جمهوری کوردی مهاباد را اعلام کرد، پرچم کوردستان را برای نخستین بار به اهتزاز درآورد و طی سخنرانی پرشور خود، احساسات ملتی تشنه میهن موعود را به جوش آورد. او تاریخ، رنجها و حقوق ملت کورد را تبیین کرد و خواستار بهرهگیری از این فرصت تاریخی برای تعیین سرنوشت شد.
اما پس از گذشت تنها ۱۱ ماه، همان میدان به محل اعدام رهبر و یارانش تبدیل شد؛ پس از آنکه شورویها دست از حمایت کشیدند و نیروهای ایرانی برای نابودی دولت نوپا وارد عمل شدند. این سناریو بارها پیش و پس از آن نیز تکرار شد که گواهی آشکار بر دشواری تحقق اهداف مورد انتظار است.
با این حال، آنچه در جریان سفرم به اربیل دیدم و لمس کردم، تفاوت چشمگیری دارد؛ گفتوگوها بر محور خلق یک نمونه جذاب و الگوبرداری از آن میچرخد که باید بر پایه اصول شناختهشده بنا شود. هر کسی در حد توان خود تلاش میکند؛ چرا که اقلیم فدرال نباید به منبع بیثباتی برای پیرامون خود بدل شود، بلکه باید به عنوان تکیهگاهی مطمئن برای ثبات منطقه عمل کند.
امروزه کوردهای عراق به عنوان شهروندانی با حقوق کاملاً مشروع فرهنگی و سیاسی به زندگی خود ادامه میدهند و بسیاری از ابعاد زندگی و امور اداری خود را به شکلی منحصر به فرد مدیریت میکنند؛ روندی که توانسته صدها هزار شهروند عرب عراقی را جذب کند تا در شهرهای اقلیم کوردستان سکنی گزینند و دست به سرمایهگذاری بزنند. این امر بازتابدهنده تفکر و رویکرد نوینی است که بر اقلیم حاکم است و جناب مسرور بارزانی، تیم حکمران و نسل جوان در کانون آن قرار دارند. حجم بالای سرمایهگذاریها و پیشرفت خیرهکننده شهر اربیل و پتانسیلهای اقتصادی آن، گواهی روشن بر موفقیت این الگو و درستی مسیر انتخابشده است.
در این میان تنها یک پرسش و چالش بنیادین باقی میماند که از نگاه تمامی ناظران، به ویژه از زاویه دید ما اعراب، قابل تأمل است: آیا اعراب به درستی کوردها را میشناسند و درک میکنند؟ و آیا کوردها نیز چنین رویکردی دارند؟
محمد درویش روزی چنین نگاشته است: برای کورد، هیچچیز وجود ندارد جز بادی که میوزد و در جایی آرام میگیرد، و او نیز در کنار آن سکنی میگزیند، با آن مأنوس میشود تا از قید صفات زمین و اشیا رها گردد.
هیچ گزارهای بهتر از این نمیتواند بیانگر تاریخ مشترک عرب و کورد باشد؛ باوری مبتنی بر برابری و احقاق حقوق همگان، تا هر جا که یکی شکوفا شود، دیگری نیز بالنده گردد و سراسر این سرزمین بار دیگر سرسبز و بارور شود.