سیروان مینەخان
نویسندە
فوتبال، هویت و قدرت نرم
در عصر جهانیشدن و گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی و رسانههای جمعی، فرآیند بازتولید و ابراز هویت ملی از انحصار کامل نهادهای سیاسی، احزاب و نمایندگان سیاسی خارج شده است. امروزه حوزههایی مانند فرهنگ، هنر، زبان، ادبیات و بهویژه ورزش (و بهطور مشخص فوتبال)، به ابزارهایی فوقالعاده مؤثر برای نمایش هویت، ایجاد حس مشترک و تعلق خاطر اجتماعی تبدیل شدهاند.
از منظر نظریه هویت اجتماعی، هنگامی که فرد خود را به یک گروه وابسته میداند، مفهوم «ما» در برابر «آنها» یا «دیگری» شکل میگیرد. ورزش به دلیل برخورداری از مخاطبان گسترده، مکانهای مشخص، نمادهای مشترک و پوشش رسانهای، ظرفیتی بیپایان برای انتقال این احساس از سطح فردی به سطوح اجتماعی و ملی دارد. این پیوند میان ورزش و هویت دارای ریشههای عمیق تاریخی است؛ بهطوری که حتی در ادبیات فلسفی (مانند آثار افلاطون) نیز بر اهمیت فعالیت بدنی برای ساختن جامعهای سالم تأکید شده است. اما در دنیای مدرن و پس از ظهور ناسیونالیسم، ورزش به ابزاری از جنس «قدرت نرم» برای تجلی و تثبیت ملتها تبدیل شد. در قرن بیستم و در دوران جنگ سرد، نمونههای متعددی از این دست در اروپا دیده شد؛ از جمله بهرهگیری اسکاتلندیها و ایرلندیها از بازیهای ملی خود (مانند ورزشهای گیلیک و راگبی) برای اثبات تمایز ملیشان و مقابله با سلطه بریتانیا، یا استفاده از آن جهت معرفی فرهنگ محلی؛ همانگونه که در کاتالونیا و باشگاه بارسلونا در جریان المپیک ۱۹۹۲ رخ داد.
باشگاه «آمداسپور» در شمال کوردستان، نمونهای فوقالعاده زنده و روشن از این فرآیند در عصر جهانیشدن است. رویدادها و پدیدههای پیرامون آمداسپور نشان میدهند که این باشگاه از چارچوب یک باشگاه ورزشی معمولی و محلی فراتر رفته و به بستری برای ابراز هویت کوردی، ایجاد حس تعلق جمعی و همبستگی اجتماعی تبدیل شده است. اهمیت این تأثیرگذاری در آن است که ورزش یک زبان جهانی است؛ فرد برای ابراز هویت خود نیازی به داشتن پست سیاسی یا نهاد رسمی ندارد، بلکه رنگ باشگاه، نمادها، پوشش، ترانهها و سرودهای هواداران و تجمعهای جماهیر در ورزشگاهها، به نمادهای مستقیم هویت و پیوندهای اجتماعی تبدیل میشوند. جامعه هواداران و پیشرانان آمداسپور نقشی حیاتی و برجسته در انتقال احساس هویت کوردی و اجتماعی میان نسلهای مختلف ایفا میکنند.
در این میان، تفکیک و تحلیل دقیق میان «تأثیرگذاری ورزشی» و «تأثیرگذاری سیاسی» ضروری است. سیاست به صورت مستقیم بر فرآیند رایگیری، قانونگذاری و کنترل قدرت اثر میگذارد؛ اما ورزش از طریق احساسات، عواطف، نمادها و مشارکت مردمی تأثیر خود را اعمال میکند. از این رو، این نوع از تأثیرگذاریِ ورزش، تحت عنوان «نمایندگی اجتماعی ـ فرهنگی» شناخته میشود و نه نمایندگی سیاسی به معنای دقیق کلمه. در کیس آمداسپور، این تفکیک بسیار بنیادی است؛ چرا که مخاطبان و هواداران به یک چشم و با یک شیوه به این باشگاه نگاه نمیکنند؛ بخشی از هواداران از طریق این باشگاه هویت مشترک کوردی را بازمییابند، بخشی دیگر احساسات خود را بازتابی از گروههای حاشیهراندهشده میدانند و برخی نیز ابعاد و پیامهای سیاسی را در تحرکات این باشگاه مشاهده میکنند.
اگرچه ادبیات علوم سیاسی به روشنی مرز میان نمایندگی سیاسی و نمایندگیهای فرهنگی و ورزشی را مشخص کرده و معیارهای ارزیابی آنها نیز متفاوت است، اما از منظر واقعیت، تأثیر مردمی و جماهیری که آمداسپور در مدتی کوتاه ایجاد کرده، بسیار بیشتر از پکک است.
فرآیند جهانیشدن در قرن بیست و یکم موجب بینالمللیشدن رویدادهای ورزشی و خروج آنها از مرزهای محدود جغرافیایی شده است. این امر باعث شده پدیده جهانیشدن دو مسیر متضاد را طی کند: از یک سو ادغام و تعامل فرهنگها را تسهیل میکند و از سوی دیگر موجب واکنش و بازگشت قوی ملتها به اتکا بر هویتهای محلی و ملی خود میشود (همانگونه که ساموئل هانتینگتون اشاره میکند که قرن ۲۱ قرن منازعه و بازظهور هویتهاست). با این حال، نباید از ابعاد منفی ورزش نیز غافل شد؛ ورزش همانطور که ابزاری برای ابراز هویت و صلح است، میتواند توسط قدرتهای توتالیتر یا ایدئولوژیهای افراطی برای کاشتن بذر نژادپرستی، دشمنی و برجستهسازی احساس «دیگریِ دشمن» نیز به کار گرفته شود؛ همانگونه که در تاریخ اسپانیای دوران فرانکو علیه پرچم و نمادهای باسکی و کاتالونیایی رخ داد، یا بروز تنشهای شدید احساسی مانند «جنگ فوتبال» میان السالوادور و هندوراس در سال ۱۹۶۹.
در دنیای معاصر، ورزش از یک ابزار ساده برای سلامتی و سرگرمی، به ماشین بزرگی برای بازتولید هویت، شورآفرینی در احساسات ملی و فراهمکردن نمایندگی اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. باشگاه آمداسپور نمونهای بارز و برجسته از این تحول معاصر است؛ اما برای درک دقیقتر سطح تأثیرات آن در مقایسه با نهادهای سیاسی، به دادهها و معیارهای مقایسهای نیاز داریم. در آینده و با تداوم فرآیند جهانیشدن، پیوند میان ورزش و هویت نه تنها تضعیف نخواهد شد، بلکه در قالبها و اشکال جدیدی با قوّت بیشتری بازتاب خواهد یافت.