تحلیل اکونومیست از چالش‌های راهبردی واشینگتن

اکونومیست: دستاوردهای پیشین آمریکا و اعتماد متحدان منطقه‌ای را به خطر انداخته است

نشریه‌ی اکونومیست معتقد است دونالد ترامپ با نادیده گرفتن توصیه‌ی باراک اوباما مبنی بر پرهیز از اقدامات نسنجیده، دستاوردهای پیشین آمریکا و اعتماد متحدان منطقه‌ای را به خطر انداخته است.

مجله‌ی "اکونومیست" در مقاله‌ای تحلیلی به نقد تند تصمیمات سیاسی و نظامی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پرداخته و تأکید کرده است که آغاز یک جنگ بدون برنامه علیه تهران، تمامی دستاوردهای گذشته‌ی ایالات متحده در منطقه را با تهدید مواجه کرده و اعتماد متحدان دیرینه‌ی لندن و واشینگتن را به‌شدت کاهش داده است. در این گزارش آمده است که اگر دونالد ترامپ از توصیه‌ی سیاست خارجی باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا مبنی بر "کار گنمجانه نکن" پیروی می‌کرد، اکنون در وضعیت بسیار بهتری قرار داشت.

مفهوم سیاست خارجی باراک اوباما که به "دکترین اوباما" شهرت یافته، همچنان به عنوان یکی از مدل‌های برجسته‌ی بحث در محافل آکادمیک و سیاسی جهان شناخته می‌شود. این دکترین بر چهار پایه‌ی راهبردی اصلی استوار بود:

۱. بازدارندگی راهبردی و دوری از جنگ: تمرکز بر پرهیز از جنگ‌های زمینی پرهزینه و اشغالگری‌های نظامی طولانی‌مدت (مشابه جنگ ۲۰۰۳ عراق).

۲. چندجانبه‌گرایی و ائتلاف‌سازی: استفاده‌ی یک‌جانبه از نیروی نظامی تنها در صورت تهدید مستقیم منافع ملی و واگذاری مسئولیت در بحران‌های غیرمستقیم به متحدان بین‌المللی.

۳. اولویت دیپلماسی بر قدرت نظامی: ترجیح مذاکره و تحریم بر رویارویی مستقیم که منجر به توافق هسته‌ای ایران (برجام) و عادی‌سازی روابط با کوبا شد.

۴. عملیات‌های دقیق و هدفمند: تغییر رویکرد از اعزام ارتش‌های بزرگ به سمت عملیات‌های ویژه‌ی پهپادی، مانند عملیاتی که منجر به کشته شدن اسامه بن لادن شد.

با این حال، منتقدان و محافظه‌کاران آمریکایی از جمله جان بولتون، سفیر و مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا در سازمان ملل، معتقد بودند این نوع خویشتنداری باعث تضعیف جایگاه آمریکا می‌شود و رقبای واشینگتن این سیاست را به عنوان ضعف یا عقب‌نشینی تلقی می‌کنند. همچنین موضوع "خط قرمز" استفاده از سلاح‌های شیمیایی در سوریه در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲)، بحث‌های زیادی را درباره‌ی میزان کارآمدی اتکا به ائتلاف‌ها برانگیخت.

تحلیل اکونومیست اشاره می‌کند که اگرچه باراک اوباما نیز در درک دیرهنگام خطرات چین دچار خطا شد، اما دونالد ترامپ بدون داشتن برنامه‌ای برای پیروزی نهایی، در تاریخ ۲۸ فوریه وارد جنگ با ایران شد. در این گزارش آمده است: "ترامپ به ترور رهبران ارشد ایران و بمباران‌های هوایی برای تغییر سریع قدرت در تهران افتخار می‌کرد، اما با توجه به ساختار سخت‌افزاری تهران، این پیش‌بینی به اندازه‌ی نابودی مافیا از طریق بمباران هوایی نسنجیده بود و اکنون این جنگ، آینده‌ی ریاست‌جمهوری او را به خطر انداخته است."

این گزارش در پایان بر این نکته تأکید دارد که اجرای شعار "اول آمریکا" بدون توجه به جزئیات، وضعیت را پیچیده کرده است. در حالی که هر دو رئیس‌جمهور خواهان خروج از خاورمیانه بودند، دونالد ترامپ با شروع ناگهانی این جنگ، تعادل منطقه را برهم زد. پیامد این اقدامات باعث شده است کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی، اعتماد خود را به آمریکا به عنوان یک متحد قابل اتکا از دست داده و برای حفظ امنیت خود به تقویت روابط نظامی با ترکیه و پیوندهای اقتصادی با چین روی آورند.