ماجرای خودرویی که در عراق برزیلی و در برزیل عراقی شد
خودروی فولکسواگن پاسات ساخت برزیل، دو هویت کاملاً متفاوت در دو کشورِ مرتبط با تولید و مقصدش پیدا کرد؛ عراقیها آن را برازیلی (برزیلی) مینامیدند، در حالی که برزیلیها به همین مدلِ تولیدشده برای سفارش عراق، عیراقیانو (عراقی) میگفتند.
این نامگذاریهای عجیب، حاصل یک توافق تجاری در دوران جنگ سرد بود که طی آن خودروهای ساخت برزیل با نفت خام عراق تهاتر میشدند؛ معاملهای که پاسات LSE را به یادگاری ماندگار از روابط اقتصادی نادر میان این دو کشور تبدیل کرد.
خودرویی ساختهشده برای عراق
این معامله در اوایل دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت؛ زمانی که برزیل با بحران ارز و تامین نفت مواجه بود و عراق نیز در جریان جنگ با ایران به خودروهای غیرنظامی نیاز داشت. بنا بر مستندات تاریخی و نشریات خودرویی برزیل، "فولفگانگ زاور"، رئیس وقت فولکسواگن برزیل، پیشنهاد یک معامله پایاپای شامل پاساتهای برزیلی در ازای نفت خام عراق را مطرح کرد. شرکت پتروبراس و بازوی تجاری آن (اینتربراس) مسئولیت دریافت نفت را بر عهده گرفتند و فولکسواگن هزینههای خود را از طریق این توافق مالی دریافت کرد.
صادرات منظم پاسات LSE از سال ۱۹۸۳ آغاز شد. قرارداد بزرگی که حدود سال ۱۹۸۴ امضا شد، شامل ۱۸۰ هزار دستگاه خودرو به همراه قطعات یدکی به ارزش تقریبی ۱.۷ میلیارد دلار بود. تحویل واقعی معمولاً بین ۱۷۰ تا ۱۸۰ هزار دستگاه گزارش شده است.
لوجستیک جنگی این طرح بسیار پیچیده بود؛ خودروها با کشتی به بندر عقبه در اردن فرستاده شده و سپس مسیر ۱۲۰۰ کیلومتری را روی جاده تا عراق طی میکردند، در حالی که نفت در جهت عکس منتقل میشد.
مدل چهاردر پاسات LSE برای شرایط اقلیمی عراق بهینهسازی شده بود. این خودرو به صورت استاندارد دارای کولر، سیستم خنککننده تقویتشده، رادیاتور مسی، فن قویتر، سینی زیر موتور، گلپخشکن و قلابهای بکسل اضافه بود. موتور ۱.۶ لیتری بنزینی MD-270 و گیربکس چهارسرعته دستی روی آن نصب شد؛ فولکسواگن از پیشرانه قدیمیتر استفاده کرد تا تعمیر و نگهداری و تامین قطعات سادهتر باشد.
چرا عراق آن را "برازیلی" نامید؟
این خودروها در عراق به نام "برازیلی" معروف شدند؛ نامی که به مبدأ برزیلی و عبارت "ساخت برزیل" روی آنها اشاره داشت. شهرت آنها بیش از آنکه به خاطر شتاب باشد، به دلیل کاربردی بودنشان بود. این خودروها برای گرمای طاقتفرسا، جادههای خاکی و شرایط سخت طراحی شده بودند و ساختار مکانیکی سادهشان تعمیر آنها را آسان میکرد. بسیاری از آنها سالها بهعنوان خودروی شخصی یا تاکسی در جادههای عراق باقی ماندند و تا مدتها پس از پایان برنامه صادرات، چهرهای آشنا در خیابانهای عراق بودند.
چرا برزیل آن را "عیراقیانو" نامید؟
هنگامی که در سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ تعداد محدودی از این پاساتهای سفارشی عراق وارد بازار برزیل شدند، این نام معنای معکوسی به خود گرفت. اختلالات ناشی از جنگ، برنامه صادرات را مختل کرد و فولکسواگن با حجم زیادی از خودروهای تولیدشده برای بازار عراق مواجه شد. شرکت به جای انبار کردن، آنها را به خریداران برزیلی عرضه کرد.
نشریه خودرویی "کواترو روداس" برزیل گزارش داد که خریداران خیلی زود متوجه تفاوت این مدل با پاساتهای معمولی برزیل شدند؛ بهویژه به خاطر داشتن کولر فابریک، چهاردر بودن و آپشنهای بیشتر. این مدل به "پاسات عراق" یا صرفاً "عیراقیانو" معروف شد. قیمت رقابتی و تجهیزات خوب باعث شد این خودروها با وجود موتور قدیمیتر، خریداران خود را در برزیل پیدا کنند.
خودرویی با دو هویت ملی
داستان پاسات LSE به این دلیل خاص است که هویتش بسته به محل مشاهده تغییر میکرد؛ در عراق، خودرویی "برزیلی" بود که از طریق معامله نفتی وارد شد و در برزیل، پاسات "عراقی" نام گرفت چون برای بازاری خارجی ساخته شده بود اما در نهایت به کشور سازنده بازگشت.