رواندز؛ خانه دوم یک آمریکایی در قلب کوردستان

اندرو بیلی در یکی از خیابان‌های رواندز با یکی از اهالی دست می‌دهد
اندرو بیلی در یکی از خیابان‌های رواندز با یکی از اهالی دست می‌دهد

اربیل (کوردستان۲۴) – سفری که قرار بود تنها سه هفته طول بکشد، برای اندرو بیلی، شهروند آمریکایی، به آغاز پیوندی عمیق و ماندگار با اقلیم کوردستان تبدیل شد؛ پیوندی که از نخستین سفر به شهر کوهستانی رواندز آغاز شد و به دوستی، احساس تعلق و انتخاب این شهر به‌عنوان خانه دوم او انجامید.

اندرو بیلی در سال ۲۰۲۰، با هدف اقامتی سه‌هفته‌ای به اقلیم کوردستان سفر کرد، اما هم‌زمانی ورود او به اربیل با محدودیت‌های ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ و تعطیلی فرودگاه‌ها، برنامه‌هایش را تغییر داد. آنچه قرار بود سفری کوتاه باشد، به هفت ماه اقامت اولیه در کوردستان تبدیل شد و در ادامه، رابطه‌ای پایدار میان او و مردم رواندز شکل گرفت.

بیلی که در میان ساکنان منطقه به نام «اندرو رواندزی» شناخته می‌شود، در گفت‌وگو با کوردستان۲۴ از تجربه زندگی در اقلیم کوردستان، دوستی‌های شکل‌گرفته در رواندز و دلتنگی‌هایش برای خانواده در آمریکا سخن گفت.

او به یاد می‌آورد که پروازش یکی از آخرین پروازهایی بود که پیش از تعطیلی فرودگاه به زمین نشست. در آن روزها، خیابان‌های معمولاً شلوغ اربیل خلوت شده بودند و به دلیل توقف حمل‌ونقل عمومی و محدودیت‌های رفت‌وآمد، رسیدن به مقصد برای مسافران دشوار بود.

بیلی که از پیش قصد بازدید از رواندز را داشت، حتی به فکر افتاده بود بخشی از مسیر را پیاده طی کند؛ اما سرانجام در همان هفته‌های نخست موفق شد به این شهر کوهستانی سفر کند.

او درباره نخستین مواجهه‌اش با رواندز می‌گوید: «وقتی برای اولین بار به رواندز رسیدم، دانستم که اینجا همان جایی است که قرار است در آن زندگی کنم.»

 

رواندز؛ شهری با طبیعت چشم‌نواز و مردمی صمیمی
آنچه رواندز را برای این شهروند آمریکایی به مکانی متفاوت تبدیل کرد، ترکیبی از طبیعت کوهستانی، آرامش یک شهر کوچک و روابط نزدیک میان ساکنان آن بود.

بیلی که در یک شهر کوچک در آمریکا بزرگ شده است، فضای اجتماعی رواندز را یادآور زادگاه خود می‌داند. به گفته او، در این شهر روابط انسانی و صمیمیت میان مردم جایگاه ویژه‌ای در زندگی روزمره دارد؛ ویژگی‌ای که در کنار زیبایی‌های طبیعی منطقه، او را به ماندن در رواندز علاقه‌مند کرده است.

او با اشاره به چشم‌اندازهای طبیعی اطراف شهر، مهمان‌نوازی مردم را یکی از مهم‌ترین دلایل احساس تعلق خود به این منطقه معرفی می‌کند.

بیلی می‌گوید خانواده‌های محلی او را به خانه‌هایشان دعوت کرده‌اند و با او همچون عضوی از خانواده رفتار می‌کنند. حتی پدر یکی از دوستانش او را «پسرم» خطاب می‌کند؛ رفتاری که برای او نشانه‌ای از محبت و پذیرش عمیق مردم رواندز است.

او در توصیف رابطه‌اش با این شهر می‌گوید: «برای من، رواندز حکم خانه دوم را دارد.»

این تجربه نشان می‌دهد که اهمیت رواندز برای او تنها به جاذبه‌های طبیعی و گردشگری محدود نمی‌شود، بلکه پیوندهای انسانی و احساس پذیرفته‌شدن در جامعه محلی، نقش اصلی را در شکل‌گیری این دلبستگی داشته‌اند.

 

نجاری؛ میراث خانوادگی و اشتیاق به یادگیری
یکی دیگر از بخش‌های زندگی اندرو بیلی که با تجربه حضورش در کوردستان پیوند خورده، حرفه نجاری است. پدر و پدربزرگ او هر دو نجار بوده‌اند و این حرفه به‌عنوان بخشی از میراث خانوادگی، در زندگی او جایگاه ویژه‌ای دارد.

بیلی با یادآوری آموزه‌های پدربزرگش می‌گوید یکی از مهم‌ترین توصیه‌هایی که از او به خاطر دارد، این جمله است: «از اشتباه کردن نترس.»

او همین روحیه یادگیری و تجربه‌اندوزی را در تلاش برای یادگیری زبان کوردی نیز دنبال می‌کند. بیلی تأکید دارد که هنوز به زبان کوردی تسلط کامل ندارد، اما به‌تدریج در حال یادگیری است و برای برقراری ارتباط بهتر با مردم منطقه تلاش می‌کند.

دلتنگی برای آمریکا؛ پیوندی که فاصله آن را از بین نمی‌برد
با وجود علاقه عمیق بیلی به رواندز و زندگی در میان مردم این شهر، دوری از خانواده همچنان یکی از دشواری‌های زندگی او در اقلیم کوردستان است.

او بیش از هر چیز دلتنگ مادرش، دستپخت او و لحظات ساده زندگی خانوادگی است. بیلی و مادرش معمولاً دست‌کم هفته‌ای یک‌بار از طریق تلفن با یکدیگر صحبت می‌کنند، اما به گفته او، ارتباط از راه دور نمی‌تواند جای حضور در کنار خانواده را بگیرد.

وقتی از او درباره مهم‌ترین چیزی که در آمریکا دلتنگش است پرسیده شد، با واژه کوردی «دایکم» (Daikim)، به معنای «مادرم»، پاسخ داد.

 

از باور شخصی تا تلاش برای خدمت به جامعه
بیلی همچنین درباره انگیزه خود از زندگی در اقلیم کوردستان به باورهای مسیحی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید رویکردش در ارتباط با مردم این منطقه بر پایه بخشیدن و کمک به دیگران شکل گرفته است.

او در این باره می‌گوید: «من نمی‌خواهم چیزی از مردم کورد بگیرم؛ من به این منطقه آمده‌ام تا چیزی ببخشم.»

داستان اندرو بیلی، از سفری ناخواسته و اقامتی که به دلیل همه‌گیری کرونا طولانی شد، به روایتی از دوستی، مهمان‌نوازی و شکل‌گیری احساس تعلق در یکی از شهرهای کوهستانی اقلیم کوردستان تبدیل شده است.

رواندز برای بیلی تنها مقصدی در میان کوهستان‌های کوردستان نیست؛ شهری است که در آن دوستانی یافته، در خانواده‌هایی محلی پذیرفته شده و احساس کرده است که می‌تواند دور از سرزمین مادری خود نیز خانه‌ای داشته باشد.

او همچنان دلتنگ خانواده‌اش در آمریکاست و یادگیری زبان کوردی را ادامه می‌دهد، اما همان‌گونه که خودش می‌گوید، رواندز برایش خانه دوم شده است؛ خانه‌ای که اهمیت آن بیش از هر چیز در محبت و صمیمیت مردمانش ریشه دارد.
ب.ن