دکتر دلاور علاءالدین; چشمانداز تخاصم ایران و آمریکا در خاورمیانه و موقعیت شکنندهی عراق
آنچه در ادامه میخوانید، مشروح گفتگوی ژینو محمد، مجری شبکهی خبری کوردستان ۲۴ با دکتر دلاور علاءالدین، رئیس مؤسسهی تحقیقاتی خاورمیانه (مِری) است. این مصاحبه به بررسی دقیق و تحلیل رویدادهای اخیر منطقهی خاورمیانه، تقابل نظامی و سیاسی ایران و اسرائیل، پیامدهای بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و جایگاه شکنندهی عراق در میانجیگری یا تبدیل شدن به میدان نبرد میپردازد. همچنین تاثیر این تنشها بر امنیت و ثبات اقلیم کوردستان به طور مفصل مورد ارزیابی قرار گرفته است.
ژینو محمد: در ادامهی برنامهی امروز، به بررسی پیامدهای جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا در سطح منطقه و جهان میپردازیم. ما با دقت تحولات اخیر، بهویژه روند آتشبس و چالشهای پیشرو را پیگیری میکنیم و این پرسشها را مطرح میسازیم که آیا در پایان، منطق سلاح حرف آخر را در جنگ ایران و آمریکا میزند یا میز مذاکره؟ آیا پیامدهای این جنگ بر منطقهی ما و جهان کوتاهمدت خواهد بود یا بلندمدت؟ اگر آمریکا بدون برنامه و هدف مشخصی وارد این جنگ شده باشد، چگونه میتواند خود را از آن بیرون بکشد؟
در همین حال، در خصوص عراق که در چهارچوب این جنگ قرار دارد، میپرسیم که آیا عراق میتواند در درگیریِ قطبهای قدرت، سیاست بیطرفیِ مثبتی را در پیش بگیرد یا در نهایت مجبور خواهد شد یکی از طرفین را انتخاب کرده و خود را یکسویه کند؟ آیا عراق از دیدگاه آمریکا صرفاً یک منطقهی حائل است یا به عنوان میدان اصلی کشمکشها برای مهار هژمونی ایران دیده میشود؟ آیا حاکمیت عراق در روابط بینالملل یک مفهوم واقعی است یا صرفاً ابزاری دیپلماتیک برای پوشش دادن به رقابت هژمونیک تهران و واشنگتن بر سر بغداد؟
برای شروع، بیایید به سراغ منطقِ سلاح و مذاکره برویم؛ به نظر شما این روند در خاورمیانه چگونه پیش میرود و کدامیک حرف آخر را خواهد زد؟
دکتر دلاور علاءالدین: بدون شک، همانطور که بهدرستی اشاره کردید، ما اکنون در مرحلهی جدیدی قرار داریم. جنگی بزرگ، تکاندهنده و با ابعاد گوناگون در منطقه جریان داشته است. اکنون به مرحلهی آتشبس رسیدهایم، اما آتشبسی که بسیار شکننده و ظریف است. جای خوشحالی است که مرحلهی درگیریهای شدید نظامی و تبادل آتش موقتاً متوقف شده است، اما یک «جنگ سرد» آغاز شده است.
این جنگ سرد میتواند کوتاهمدت یا بلندمدت باشد. با توجه به شناختی که از کشورهای درگیر داریم، میدانیم که آنها تمایل دارند این وضعیت را طولانی کنند. در حال حاضر، هیچ اعتمادی میان ایران و آمریکا وجود ندارد. ایران تجربهی زیادی در طولانی کردن مذاکرات، ایجاد زحمت و فرسایشی کردن روندها دارد. آنها در گذشته با دولت نخست ترامپ نیز همین رویه را پیش گرفتند؛ در حالی که ترامپ میخواست سریعاً به نتیجه برسد، ایران روند را طولانی کرد.
اکنون آمریکا در شرایط دشواری قرار دارد. واشنگتن مایل است هرچه زودتر به این جنگها پایان دهد تا دستاوردی برای خود ثبت کند. اما دستاوردهای فعلی، همگی ماهیت نظامی دارند. اینکه آمریکا چگونه توانسته توان نظامی، هستهای و دریایی ایران را مهار کند، در جای خود بحثبرانگیز است، اما در عرصهی سیاسی، آمریکا هنوز نتوانسته به پیروزی قاطعی دست یابد و پرونده را ببندد. به همین دلیل، پیشبینی میشود که وضعیت جنگ سرد و فشارهای مستمر ادامه یابد.
تقابل دیپلماسی و اهرمهای نظامی
ژینو محمد: در این میان، آیا تلاشها حول محور سلاح میچرخد یا تمرکز بر دیپلماسی و مذاکره است؟
دکتر دلاور علاءالدین: خواستهی همهی طرفها این است که از طریق دیپلماسی، مذاکره و توافق به نتیجه برسند. حتی اگر این توافق جامع و کامل نباشد، باز هم ترجیح میدهند به آن دست یابند. سلاح در این میان بیشتر به عنوان یک ابزار تهدید و اهرم فشار استفاده میشود. در واقعیت، استفاده از بمبافکنها و حملات هوایی نتوانسته نتیجهی نهایی را رقم بزند. به عنوان مثال، در مسئلهی کنترل تنگهی هرمز یا دریای سرخ، هیچیک از طرفین نتوانستهاند به موفقیت کاملی دست یابند.
در نهایت، همه میدانند که باید به میز مذاکره بازگردند، اما این مذاکرات به امید دستیابی به توافقی است که جنگ را ریشهکن کند. خواستهی ایران این است که دیگر وارد جنگ نشود و این آخرین درگیری باشد تا بتواند به بازسازی ساختار خود بپردازد. آمریکا نیز خواهان توقف جنگ است، اما دستیابی به توافقی که بتواند احتمالات وقوع مجدد جنگ را به صفر برساند، به این سادگیها مقدور نیست.
ژینو محمد: شما به مسئلهی آتشبس اشاره کردید و آن را آتشبسی شکننده خواندید. آیا این آتشبسی که میان آمریکا و با رضایت ایران اعلام شده، در واقع یک «فریبکاری» برای آماده شدن جهت دور بعدی جنگ است؟
دکتر دلاور علاءالدین: این آتشبس بسیار شکننده است. حتی آمریکا برای آن ضربالاجل تعیین کرده بود که ایران با آن مخالفت کرد و تمایلی به پذیرش آن نداشت. آمریکا برای اعمال فشار بیشتر، نیروهای نظامی و ناوگانهای خود را به منطقه میفرستد. پر کردن مجدد زرادخانهها و پایگاههای نظامی به این معناست که آمریکا به ایران پیام میدهد: «اگر خواهان جنگ هستید، ما آمادهایم.»
اما هدف اصلی از این نمایش قدرت و ترساندن، این است که ایران را مجبور کنند تا امتیازات بیشتری روی میز مذاکره بدهد. اقداماتی که ایران تاکنون انجام داده، نشاندهندهی تهدید به جنگ است، اما در عین حال با اعمال محاصره و فشار، تلاش میکند امتیاز بگیرد.
سیاست صبر استراتژیک در برابر دیپلماسی ضربتی
ژینو محمد: ایران همواره به سیاست صبرِ طولانیمدت مشهور بوده است. اما اکنون پیش از رسیدن به ۲۸ فوریه (۱۰ اسفند)، آیا ممکن است که این صبر استراتژیک لبریز شود؟ در مقابل، آمریکا و ترامپ نیز تمایل دارند که سریعاً کار را تمام کنند. این تقابل را چگونه میبینید؟
دکتر دلاور علاءالدین: ایران همواره صبور بوده است، اما شرایط کنونی با گذشته تفاوت دارد. رژیم ایران در حال حاضر با بحرانهای مالی و اقتصادی بسیار سختی روبهرو است که بر اثر تحریمها به وجود آمده است. آنها تحمل گرسنگی و فقر را برای جامعهی خود طولانی کردهاند، اما زیرساختهای کشور آسیب جدی دیده است. آنها برای تامین انرژی، موشکها و پهپادهای خود نیازمند منابع هستند.
ایران پیش از این جنگ، توانایی و صبر بسیار بیشتری داشت. آنها ۱۰ سال در زیر فشار تحریمها دوام آوردند. اما اکنون وضعیت تغییر کرده و توانایی صبر آنها کاهش یافته است. نظام جمهوری اسلامی به خوبی میداند که اگر بخواهد وارد یک مذاکرهی بدون دستاورد شود، با مشکلات بسیار بزرگتری در داخل روبهرو خواهد شد. بنابراین، ایران نیازمند بازسازی زیرساختهای نظامی، مدنی و انرژی خود است و این نیازمند همکاری جهانی است. به همین دلیل، صبرِ کنونی ایران مانند گذشته نیست و آستانهی تحمل آنها پایین آمده است.
ژینو محمد: مسئلهای که در مورد آمریکا مطرح است، این است که گفته میشود برنامهی مدون و هدف مشخصی برای ورود به این جنگ ندارد و تنها برنامهی سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) را اجرا میکند. نظر شما در این باره چیست؟
دکتر دلاور علاءالدین: اینگونه نیست. ترامپ در دورهی اول ریاستجمهوری خود شخصاً از توافق هستهای خارج شد و تصور میکرد با فشار حداکثری میتواند ایران را مجبور به باز کردن درهای مذاکره کند؛ هرچند این اتفاق نیفتاد و ایران رویکرد دیگری پیش گرفت و غنیسازی اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد افزایش داد.
در آن زمان ترامپ علاقهای به درگیری در خاورمیانه نداشت. اما این بار اسرائیل توانسته او را متقاعد کند که ایران بسیار ضعیف شده است. نتانیاهو به ترامپ قبولانده که اکنون زمان مناسبی برای تغییر رژیم یا حداقل تغییر رفتار ایران است. اهداف مشخصی در این راهبردی وجود دارد: اول، توقف برنامهی هستهای ایران؛ دوم، بازسازی و قطع منابع مالی ایران که میلیاردها دلار از طریق فروش نفت به چین و سایر کشورها به دست میآورد؛ و سوم، تضعیف نیروهای نیابتی ایران در منطقه از جمله در آمریکای لاتین (مثل ونزوئلا) و خلیج فارس. آمریکا میخواهد کنترل این منابع و هژمونی را از ایران بگیرد.
چشمانداز عادیسازی روابط و جایگاه عراق
ژینو محمد: به طور کلی، ارزیابی شما از این جنگ در خاورمیانه چیست؟ آیا این بحران کوتاهمدت است یا به درازا خواهد کشید؟
دکتر دلاور علاءالدین: هر دو حالت ممکن است. در کوتاهمدت، شاهد تغییرات و تنشهای بسیاری خواهیم بود. اما در بلندمدت، کشورها مجبور خواهند شد در سیاستهای خود بازنگری کنند و روابط دیپلماتیک و تجاری جدیدی تعریف کنند.
ما اکنون شاهد هستیم که کشورهای خلیج، مصر، اردن و سایرین در حال فاصلهگرفتن از ایران هستند. حتی سوریه نیز با چراغ سبز ترکیه و رضایت اسرائیل، در حال دور شدن از محور مقاومت است. هدف نهایی بسیاری از کشورها در منطقه، حرکت به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل است که البته روندی زمانبر خواهد بود.
ژینو محمد: در همین راستا، آیا عراق نیز به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل پیش خواهد رفت؟
دکتر دلاور علاءالدین: خیر، عراق تمایلی به این کار ندارد و سیستم کنونی آن نیز چنین اجازهای نمیدهد. عراق قوانینی تصویب کرده که هرگونه رابطهی مدنی و سیاسی با اسرائیل را جرمانگاری میکند. فرهنگ و ذهنیتِ پرورشیافته در عراق، چه در زمان صدام و چه اکنون در میان اکثریت شیعه، اساساً ضداسرائیلی است. بنابراین، در شرایط فعلی، عراق توانایی و ارادهای برای عادیسازی روابط ندارد، مگر اینکه در آینده و در یک سناریوی دور از ذهن، تمام کشورهای منطقه دست به عادیسازی بزنند و عراق مجبور شود قانون خود را لغو کند، که این موضوع فعلاً مطرح نیست.
بحران حاکمیت ملی و نقش شبهنظامیان در عراق
ژینو محمد: آیا عراق در این جنگ آسیب خواهد دید؟ آیا میتواند تعادل را میان تهران و واشنگتن حفظ کند یا در نهایت باید یکی از این دو قطب را انتخاب کند؟
دکتر دلاور علاءالدین: عراق نمیتواند به راحتی تعادل ایجاد کند. ساختار عراق از سه بخش تشکیل شده است: اول، نهاد دولت که میخواهد بیطرف بماند؛ دوم، بازیگران غیردولتی و شبهنظامیان که دارای قدرت تصمیمگیری هستند و وفاداریشان به ایران است؛ و سوم، نیروهای سیاسی که حتی تا حد اعمال ترور و خشونت نیز پیش میروند.
این شبهنظامیانِ خارج از کنترل دولت، عراق را به سمت تبدیل شدن به یک طرفِ جنگ سوق میدهند، در حالی که سیاست رسمی بغداد دوری از جنگ است. این تضاد نشان میدهد که عراق فاقد حاکمیت ملیِ واقعی است، زیرا دولت نمیتواند تصمیمات کلان را به تنهایی اتخاذ و اجرا کند.
ژینو محمد: آیا مفهوم حاکمیت ملی در عراق، در چارچوب روابط بینالملل، معنایی واقعی دارد یا صرفاً پوششی دیپلماتیک برای هژمونی تهران و واشنگتن بر بغداد است؟
دکتر دلاور علاءالدین: حاکمیت به معنای واقعی زمانی وجود دارد که نهاد دولت، قدرت و اقتدار کامل برای اجرای تصمیمات خود را داشته باشد. در عراق، این حاکمیت بهشدت شکننده و آسیبپذیر است. وجود گروههای مسلح غیررسمی که تصمیمات خودسرانه میگیرند، عملاً حاکمیت دولت را نقض کرده است. در نتیجه، در مجامع بینالمللی و در برخورد با رویدادهای راهبردی، عراق نمیتواند به عنوان یک دولتِ کاملاً مستقل و دارای حاکمیت مطلق عمل کند.
تاثیر تنشها بر امنیت و ثبات اقلیم کوردستان
ژینو محمد: با توجه به این پراکندگی و ضعفِ حاکمیت در بغداد، چه پیامدهایی متوجه اقلیم کوردستان خواهد شد؟ آیا اقلیم کوردستان میتواند در میان تنشهای تهران و واشنگتن تعادل ایجاد کند یا اینکه خود را کنار کشیده است؟
دکتر دلاور علاءالدین: اقلیم کوردستان خوشبختانه توانسته خود را از ورود مستقیم به این جنگ مصون نگه دارد و اجازه نداده است که خاکش به نقطهی آغازی برای حملات تبدیل شود. ما روابط خوبی با آمریکا و کشورهای همسایه داریم و آنها نیز این موضوع را درک میکنند.
با این حال، به دلیل اینکه اقلیم کوردستان از نظر حقوقی و جغرافیایی بخشی از عراق است، هرگونه آسیب به زیرساختها، امنیت و اقتصاد عراق، مستقیماً بر اقلیم کوردستان نیز تاثیر خواهد گذاشت. ما در یک کشتی نشستهایم؛ اگر گروههای شبهنظامی اقدامی کنند که منجر به واکنش و حملهی نظامی به عراق شود، ترکشهای آن قطعاً به اقلیم کوردستان نیز خواهد رسید. اما تاکنون، رهبری کوردستان توانسته است با دیپلماسی و حفظ توازن، از کشیده شدن مستقیمِ مناطق کوردستانی به این درگیریها جلوگیری کند.
ژینو محمد: بسیار عالی دکتر، خیلی سپاسگزارم. بدون شک، خوانش شما از این جنگ، متفاوت و بسیار روشنگرانه بود. گفتگوی بسیار مفیدی برای همهی ما بود. از حضور شما بینهایت سپاسگزارم.
دکتر دلاور علاءالدین: من هم از شما بسیار سپاسگزارم. موفق باشید.