نیایش خاموش زیر آفتاب؛ همزیستی و بقای آئین ایزدی در کوردستان
پیش از آنکه خورشید از بالای تیغههای صخرهای و ناهموار کوهستان کوردستان سر برآورد، دره را سکوتی مطلق فرا گرفته است. تنها صدایی که به گوش میرسد، طنین گامهای پای برهنه بر سنگهای کهن است.
در "لالش"، مقدسترین زیارتگاه پیروان آئین ایزدی، پوشیدن کفش ممنوع است. قدم زدن در این مکان، لمس تاریخ و جستجوی پیوندی بیواسطه با زمین است. هوای آکنده از عطر انجیر کوهی و درختان زيتون، دودِ صدها چراغ روغنی را که پیش از سپیدهدم روشن شدهاند، در خود جای داده است.
در اینجا، زیر گنبدهای مخروطی و شیاردارِ شاخصی که مانند مسلّههای باستانی به سوی آسمان برافراشته شدهاند، "عامر محمود" روز دیگری از سکوت و گرسنگی را آغاز میکند. محمود، در حال بجا آوردن "چله تابستان" است؛ روزهای طاقتفرسا و چهلروزه که در سوزانترین گرمای تابستان بینالنهرین نگه داشته میشود، اما برای محمود، امسال وزنی متفاوت و شگرف دارد.
به گزارش "درمان باعدری"، خبرنگار کوردستان۲۴، تابستان امسال چهلمین فصل متوالی روزهداری محمود است؛ دستاوردی خاموش اما خیرهکننده از ارادت و ایمان که بازتابی از پایداریِ خودِ این آئین است.
محمود، در حالی که به یک عمر مناسک مذهبی میاندیشید، با لحنی نرم به کوردستان۲۴ گفت: بسیاری از خادمان ایزدی با نیتی پاک وارد این مسیر معنوی میشوند تا به پروردگار نزدیکتر شوند. خدای را سپاس که این تلاشها و نیتها به بار نشستهاند و آرامش درونی و نزدیکی معنوی را که سالها در پی آن بودم، به قلبم بخشیدهاند.
جغرافیای ایمان
شناخت "چله تابستان" نیازمند درک آئین ایزدی است؛ یکی از قدیمیترین و در عین حال ناشناختهترین سنتهای توحیدی در خاورمیانه.
این آئین که ریشههای عمیقی در چشماندازهای باستانی بینالنهرین علیا دارد، عمدتاً از طریق سرودهای شفاهی به نام "قول" و به گویش کوردی کرمانجی منتقل میشود. در هسته اصلی این آئین، احترامی عمیق برای جهان طبیعت موج میزند.
برای ایزدیان، امر قدسی جدا از آفرینش نیست؛ بلکه در خورشید، خاک و گردش فصول تجلی مییابد.
به گفته پژوهشگرانی چون "حسین حاجی"که با کوردستان۲۴ گفتگو کرده است، این روزه چهلروزه برای روحانیون عالیرتبه، از جمله "باباشیخ" و نخبگان معنوی، یک تکلیف است. اما برای پیروان عادی مانند محمود، اقدامی داوطلبانه از سر ارادتی عمیق به شمار میرود.
این مناسک به دو بخش تقسیم میشود؛ چهل روز در تابستان و چهل روز در زمستان. حاجی، این تقسیمبندی را نمادی از رحمت الهی میداند که مؤمنان را از قرار گرفتن مداوم در معرض گرمای طاقتفرسا یا سرمای سوزان محافظت میکند.
چله تابستان، که همهساله از ۲۴ ژوئن آغاز میشود و در ۲ اوت به پایان میرسد، پیوندی جدانشدنی با چرخه خورشیدی دارد. این دوره، زمانِ ریاضتِ شدید است که در آن، دست کشیدن از تعلقات دنیوی، امکان پیوندی عمیقتر با آفریدگار و جهان هستی را فراهم میسازد.
فلسفه زیارتگاه
در منطقهای که هویت مذهبی بارها دستخوش کشمکشهای خونین شده است، تداوم حیات "لالش" و برگزاری مناسک چله، درسی زنده از سازوکار همزیستی ارائه میدهد.
شاهدِ چله تابستان بودن در لالش، به معنای نظارهگری جامعهای است که تابآوری معنوی را از طریق حافظه مناسکی تمرین میکند. این امر همچنین تأملی گستردهتر را درباره طبیعت شکننده آزادی مذهبی و سازوکارهای کثرتگرایی برمیانگیزد.
"جان لاک"، فیلسوف انگلیسی، در اثر بنیادی خود "نامهای در باب تسامح"، میآورد که ایمان واقعی را نمیتوان با زورِ شمشیر ساخت یا تحمیل کرد؛ بلکه ایمانی درونی است که مقامات مدنی موظف به حمایت از آن هستند، نه تعیین آن.
دههها بعد، "ولتر"، متفکر عصر روشنگری فرانسه، در "رسالهای در باب تسامح" این فرض را گسترش داد. او تاکید کرد که جوامع زمانی به بالاترین پویايی فرهنگی و فکری خود دست مییابند که تنوع مذهبی با پذیرش مدنی همراه شود، و هشدار داد که سرکوب و تعصب ناگزیر به ویرانی جامعه میانجامد.
برای مردم ایزدی که قرنها آزار و سرکوب هدفمند را تحمل کردهاند که تازهترین نمونه آن نسلکشی سال ۲۰۱۴ به دست داعش بود، این ایدهآلهای فلسفی، مفاهیمی صرفاً انتزاعی و دانشگاهی نیستند؛ بلکه مسئله بقای وجودیاند.
امروز "لالش" تجسمی زنده از این اصل است که حفاظت از حق اقلیتها برای حفظ سنتهای مقدسشان، بافت اخلاقی و اجتماعی جامعه بزرگتر را تقویت میکند.
این رویکردِ حمایتی، پشتیبانی نهادیِ حیاتی خود را در اقلیم کوردستان یافته است. در پی جنایات داعش، دولت اقلیم کوردستان تلاشهای هماهنگی را برای حفظ میراث ایزدیان و صیانت از زیرساختهای مادی و معنوی این جامعه آغاز کرده است.
دولت اقلیم علاوه بر ایجاد پناهگاه برای صدها هزار آواره ایزدی، از بازسازی مکانهای ویرانشده فعالانه پشتیبانی کرده و مسیر ثبت مجموعه معابد لالش را در فهرست میراث جهانی یونسکو تسهیل کرده است.
این اقدامات حفاظتی، بر تعهد گستردهتر اقلیم کوردستان به حفظ موزائیک مذهبی و تاریخی خود تأکید دارد.
دولت با به رسمیت شناختن رسمی اعیاد ایزدی، حفاظت از مسیرهای زیارتی و ایجاد محیطی امن که در آن چله تابستان بتواند در آرامش برگزار شود، نشان میدهد که چگونه پشتیبانی نهادی میتواند هویت فرهنگی را مستحکم سازد.
این سیاستها نشاندهنده تلاشی آگاهانه برای تبدیل همزیستی مذهبی از یک آرمان والا به یک واقعیت ملموس و روزمره است؛ تلاشی که تضمین میکند سنتهای کهن میتوانند بدون ترس از محو شدن، تنفس کنند، با زمانه تطبیق یابند و شکوفا شوند.
دولت اقلیم با دفاع از حق مؤمنانی چون "عامر محمود" برای راهرفتن با پای برهنه در دره و بجا آوردن روزه چهلروزه در کمال امنیت، همان تسامحی را عملی میسازد که "لاک" و "ولتر" آن را برای حکمرانی متمدنانه ضروری میدانستند.
پاسداشت چله تابستان نشان میدهد که قدرت یک جامعه با توانایی آن در دفاع از آسیبپذیرترین و کهنترین سنتهایش سنجیده میشود.
میراثی از نور
برای ایزدیان، لالش مرکز معنوی جهان است؛ جایی که امر قدسی برای نخستین بار بر زمین قرار گرفت. آرامگاه "شیخ عدی بن مسافر"، اصلاحگر قرن دوازدهم این آئین، در همین مجموعه قرار دارد و نقطه محوری زیارت زائران است.
پایداری آئین چله در میان آشوبهای دنیای مدرن خاورمیانه، یک ایستادگی معنوی است؛ ایمانی پیراسته از نمایش و بزرگنمایی.
در اینجا خبری از جمعیتهای انبوه یا موعظههای تلویزیونی نیست؛ تنها انضباط درونی افرادی جریان دارد که زیر آفتاب تابستان روزه میگیرند و به سنتی شفاهی احترام میگذارند که از دل هزارهها بقا و پایداری به آنها رسیده است.
با خم شدن خورشید بر فراز دره و سایهافکندن گنبدهای مخروطی، "محمود" به نیایشهای خود بازمیگردد.
چهل سال روزهداری، ریتم و آهنگ لالش را در جان و استخوان او حک کرده است. ارادت او یادآوری خاموشی است که اگرچه امپراتوریها در بینالنهرین اوج میگیرند و فرو میریزند، اما آتش مقدس لالش همچنان روشن است؛ افروخته از ایمانی که خاموشی میپذیرد.