زخمهای التیامنیافته شنگال؛ روایت دردناک بازمانده ۷۰ ساله ایزدی
دوازده سال پس از یورش و نسلکُشی گروه داعش در شنگال (سنجار)، زخمهای این جنایت نه تنها بر پیکرِ سرزمینی ویرانشده، بلکه در حافظهی بازماندگانی که همچنان با پیامدهای آن دستوپنجه نرم میکنند، تازه باقی مانده است. در میان آنان، "إدو" مرد ۷۰ سالهای است که روایاتش از دوران اسارت، جدایی و فقدان، روایتی عمیقاً شخصی از یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر عراق را پیشِ روی ما میگشاید.
در گزارش "ماهر شنگالی" برای موسسە خبری کوردستان۲۴، این روایت نه با آمار و ارقام یا بیانیههای سیاسی، بلکه با پرسشی ساده در میان فضایی از یک کمپ آوارگان آغاز میشود؛ خبرنگار میپرسد: خانه عمو إدو کجاست؟ یکی از ساکنان کمپ با اشاره به سرپناهی محقر که این بازمانده پس از فرار از اسارت داعش سالهاست در آن زندگی میکند، پاسخ میدهد: "اینجا خانه إدو است."
این گفتوگوی کوتاه، سرآغاز روایتی است که انعکاسدهندهی تجربه هزاران ایزدی است؛ کسانی که با هجوم داعش به شنگال در ۳ آگوست ۲۰۱۴، زندگیشان از هم پاشید.
ماهر شنگالی، گوینده گزارش میگوید: دوازده سال گذشته، اما زخمهای نسلکشی ایزدیها هنوز التیام نیافته است. زیر هر چادرِ کهنه و در طول مسیرهای این کمپ، روایتی از درد و رنج نهفته است؛ دردی که روح گوینده و شنونده را در هم میشکند.
برای "إدو"، آن خاطرات همچنان بهطرز دردناکی زنده و شفاف هستند. او به یاد میآورد، "در ۳ آگوست ۲۰۱۴، در نزدیکی تلبنات اسیر شدیم. ما را به تلبنات، سپس به کوچو و از کوچو به قزلقیو بردند. از آنجا هم ما را به باغهای موصل منتقل کردند.
صدای او هنگام یادآوری لحظهی جدایی خانوادهها میلرزد؛ "بیشترین گریهی من زمانی بود که شروع به جدا کردن زنان کردند؛ ما را غربال کرده و زنان و دختران را از ما جدا ساختند. میگفتند میخواهند دختران و زنان را به قیمت ۳۰۰ دلار بفروشند.
دوران اسارت با خشونتِ بیوقفه و محرومیت همراه بود. إدو میگوید: غذا کم بود و ضرب و شتمِ مداوم جریان داشت. جوانان را میزدند و زنان را میبردند؛ کسی نمانده بود که گریه نکند. آنقدر گریه کردیم که اشک چشمانمان خشک شد. حتی همین حالا هم بیناییام را به خاطر آنهمه گریه از دست دادهام.
رنجهای او با آزادی پایان نیافت. "إدو" که با از دست دادن یک دست و یک پا به زندگی ادامه میدهد، اکنون در کنار آسیبهای روانی التیامنیافته، با سختیهای روزمرهی جسمی نیز دستوپنجه نرم میکند.
او با بازگو کردن روزی که سرانجام آزاد شد، میگوید: عمیقاً غمگین و کاملاً شکسته بودم. وقتی در ۱۷ ژانویه ما را آزاد کردند و به خانه برگشتم، تازه فهمیدم چقدر بیپناه و ناتوان بودهام.
در دوران اسارت، حتی سادهترین تعاملات انسانی نیز ممنوع بود؛ "در زندان هیچچیز نداشتیم. اجازه نداشتیم نزدیک یکدیگر باشیم؛ این کار ممنوع بود. حتی نمیتوانستیم با هم صحبت کنیم. مرگ همواره در برابر چشمانمان بود.
شهادت و روایات "إدو"، بازتابدهندهی واقعیت ملموس و گستردهتری است که جامعه ایزدی با گذشت بیش از یک دهه از عقبراندن داعش از شنگال، همچنان با آن مواجه است.
طبق آمار رسمی، در جریان حمله سال ۲۰۱۴ بیش از ۵,۰۰۰ ایزدی به شهادت رسیدند و هزاران زن و کودک ربوده شدند. اگرچه از آن زمان تاکنون هزاران اسیر نجات یافتهاند، اما همچنان سرنوشت حدود ۲,۸۲۰ ایزدی نامشخص است و بیشماری از خانوادهها همچنان چشمانتظار پاسخی درباره عزیزانشان هستند.
خود منطقه شنگال نیز هنوز به طور کامل احیا نشده است. بخشهای وسیعی از شنگال همچنان دستخوش زیرساختهای آسیبدیده، خدمات عمومی محدود، ساختار امنیتی چندپارچه و حضور مداوم گروههای مسلح غیرقانونی است؛ عواملی که به گفته بازماندگان، مانع از بازگشت گسترده آوارگان میشود.
دادههای اداره مهاجرت در دهوک نشان میدهد که اگرچه حدود ۱۰۰ هزار ایزدیِ بیپناه به شنگال بازگشتهاند، اما بیش از ۲۷۰ هزار بازمانده همچنان در کمپهای آوارگان در سراسر اقلیم کوردستان زندگی میکنند و بسیاری دیگر نیز به خارج از کشور پناه بردهاند.
برای بازماندگانی مانند "إدو"، سالگردها صرفاً لحظاتی برای یادآوری نیستند؛ بلکه یادآور این واقعیتند که پیامدهای نسلکشی، مدتها پس از خاموش شدن سلاحها نیز باقی میماند.
روایت زندگی او، هم گواهی بر رنجی باورنکردنی است و هم یادآوری این نکته که عدالت برای جامعه ایزدی همچنان محقق نشده است. در حالی که دوازده سال از این نسلکشی میگذرد، بازماندگان نه تنها خواستار پاسخگویی و مجازات برای جنایات داعش هستند، بلکه خواستار امنیت، بازسازی و ثباتی هستند که به خانوادهها اجازه دهد به خانه بازگردند و زندگیِ از دسترفتهشان را از نو بسازند.