فرانسه از ایران خواستار "سازش بزرگ" و "تغییر بنیادین" شد
وزیر امور خارجه فرانسه در جریان سفر خود به اسرائیل، از مقامات ایران خواست تا دست به "سازش بزرگ" و "تغییرات بنیادین" بزنند.
امروز جمعه، ۲۰ مارس ۲۰۲۶ (اول فروردین ۱۴۰۵)، ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در یک کنفرانس مطبوعاتی در فرودگاه بینالمللی بنگوریون تلآویو اعلام کرد: نتایج عملیاتهای نظامی جاری هرچه که باشد، این جنگ باید با یک راهکار سیاسی پایدار به پایان برسد .وی همچنین تأکید کرد: لازم است ایران در شیوه تعامل خود، سازشهای بزرگ و تغییری بنیادین ایجاد کند.
ناظران معتقدند منظور وزیر خارجه فرانسه این است که دوران "فقط گفتگو" به پایان رسیده؛ یا ایران باید تغییری ریشهای در سیاست خارجی خود ایجاد کند، یا با بازگشت تمامی تحریمهای سازمان ملل مواجه خواهد شد. پیش از این نیز امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، روز چهارشنبه (۱۸ مارس) خواستار گفتگوی مستقیم میان آمریکا و ایران شده بود.
"سازش بزرگ" و "تغییر بنیادین"
اظهارات وزیر خارجه فرانسه، بهویژه در بستر تنشهای اخیر خاورمیانه و پرونده هستهای، نشاندهنده تغییر استراتژی از "دیپلماسی بینتیجه" به سمت فشارهای واقعی است. مقصود فرانسه و غرب از این تغییرات در چند محور خلاصه میشود، پروندە هستەای، نقش منطقەای و برنامە موشکی.
غرب خواستار بازگشت کامل و بدون قید و شرط ایران به تعهدات برجامی، توقف غنیسازی اورانیوم در سطوح بالا و اجازه بازرسیهای دقیق به آژانس بینالمللی انرژی اتمی. همچنین خواهان توقف حمایتهای مالی و نظامی ایران از گروههای مسلح در لبنان، یمن، عراق و فلسطین و عدم مداخله در امنیت دریانوردی دریای سرخ و خلیج. اروپا و امریکا، خواستار محدود کردن برنامه موشکهای بالستیک و پهپادی، بهویژه موشکهای دوربردی که توانایی حمل کلاهک هستهای دارند.
تغییرات داخلی
خواستههای غرب، بهویژه فرانسه، تنها به سیاست خارجی محدود نمیشود. موضوع حقوق بشر و وضعیت داخلی ایران پس از اعتراضات سال ۲۰۲۲ به بخشی جداییناپذیر از آجندای دیپلماتیک آنها تبدیل شده است. فرانسه، آلمان، بریتانیا و آمریکا علاوه بر سازش هستهای، خواستار توقف فوری مجازات اعدام و پایان دادن به خشونتها هستند. آنها این موارد را آزمونی برای "حسن نیت" دولت جدید ایران میدانند.
فرانسه آشکارا اعلام کرده که "مشروعیت بینالمللی" ایران به چگونگی رفتار با شهروندانش گره خورده است. از این رو، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و اتباع خارجی (بهویژه فرانسویها)، احترام به آزادیهای اساسی نظیر حجاب اختیاری و آزادی بیان شده است.
"نرمش قهرمانانه" یا "بنبست سیاسی"
تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده که در لحظات حساس، زمانی که بقای "سیستم" به خطر میافتد، آنها آماده نوعی سازش میشوند که خود آن را "نرمش قهرمانانه" مینامند. تحلیلگران معتقدند جناح میانهرو در ایران ممکن است نقش مجری این نرمش را ایفا کند، اما آنها با موانع بزرگی روبرو هستند. از طرفی فشار اقتصادی ناشی از تحریمها که تنها با سازش هستهای رفع میشود و از طرفی دیگر درک این واقعیت که تداوم خشونتهای داخلی دیگر کارساز نیست.
مشکل اصلی اینجاست که تصمیمات کلیدی (هستهای، موشکی و منطقهای) در دست دولت نیست، بلکه در اختیار "رهبری" و "سپاه پاسداران" است. برای جناح تندرو، عقبنشینی در این حوزهها بهمنزله "خودکشی سیاسی" تلقی میشود.
از "محور مقاومت" به سوی "محور توسعه و امنیت"
پروژه "پیمان ابراهیم دو" (تلاش برای پیوستن عربستان و دیگر کشورها به صلح با اسرائیل) بدون "ساکت کردن ایران" یا تغییر رفتار آن ممکن نیست. آمریکا و اروپا میخواهند منطقه را از فضای "تقابل و مقاومت" به سمت "توسعه و امنیت" ببرند.
سوال اصلی این است، آیا ایران حاضر است ایدئولوژی "ضدیت با اسرائیل" را با "مشارکت در اقتصاد منطقهای" معاوضه کند؟ فرانسه تلاش میکند نقش "مهندس دیپلماسی" را ایفا کند، زیرا میداند اگر ایران با این واقعیتهای جدید کنار نیاید، وقوع یک جنگ بزرگ منافع تجاری و انرژی اروپا را به خطر خواهد انداخت.
ایران در کوتاهمدت ممکن است برای تنفس اقتصادی، به یک توافق فنی / تاکتیکی در پرونده هستهای تن بدهد، اما تغییر بنیادین در استراتژیهای ۴۵ ساله، چالشی است که میتواند کل سیستم را با بحران مواجه کند. در این میان، اسرائیل نیز ممکن است تمایلی به دادن زمان به ایران برای خودسازگاری نداشته باشد و بخواهد تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کند.