چرا تهران روی معاون ترامپ شرطبندی کرده است؟
ورود "جی.دی. ونس"، معاون رئیسجمهور آمریکا به اسلامآباد در ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، فراتر از یک سفر دیپلماتیک عادی است؛ این اتفاق تحقق یک خواسته استراتژیک برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. گزارشها حاکی از آن است که تهران در پشتپرده فشارهای زیادی اعمال کرده تا "ونس" به عنوان طرف اصلی گفتگوها وارد میدان شود.
بر اساس اطلاعات موجود و تحلیل واقعیتهای سیاسی، دلایل متعددی وجود دارد که چرا ایرانیها "ونس" را "فرد مناسب" برای معامله میبینند.
تهران، "جی.دی. ونس" را تنها صدای "ضد جنگ" در حلقه اول تصمیمگیری دونالد ترامپ میداند. شهرت او به عنوان مخالف "جنگهای ابدی"، این تصور را در تهران ایجاد کرده که او تمایل کمتری به گزینههای نظامی و درگیری مستقیم دارد.
همچنین تجربه تلخ تهران با چهرههایی چون "استیو ویتکوف" و "جرد کوشنر" باعث شده تا آنها معتقد باشند این افراد درک واقعبینانهای از شرایط ندارند و مذاکرات را به بنبست میکشانند. در مقابل، ونس به عنوان چهرهای با "وزن سیاسی" بالا و دیدگاهی عملگرایانهتر شناخته میشود.
از سوی دیگر، طیفهای عملگرا در ایران (مانند قالیباف) بر این باورند که با ونس میتوان به نوعی "توافق شرافتمندانه" دست یافت؛ توافقی که در آن کرامت سیاسی هر دو طرف حفظ شود، نه اینکه صرفاً شرایط یکجانبه آمریکا تحمیل گردد.
عوامل محرک دیگر:
"ونس" نامزد اصلی جمهوریخواهان برای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ دیده میشود. ایران میخواهد با کسی توافق کند که احتمالاً ۸ سال آینده در قدرت است، نه یک نماینده موقت.
وی، نماینده جریانی است که معتقد است آمریکا نباید ثروت و خون خود را در خاورمیانه هزینه کند. این نگاه که بر مسائل داخلی آمریکا متمرکز است، به نفع ایران است.
علیرغم بهینهبینی تهران، "ونس" روی لبه تیغ حرکت میکند. اگر او نتواند تهران را به توقف غنیسازی اورانیوم متقاعد کند، ترامپ آماده صدور فرمان حملات ویرانگر به زیرساختهای ایران است. در صورت شکست مذاکرات، ونس مسئول اصلی جنگی شناخته خواهد شد که قیمت جهانی سوخت را افزایش داده و قربانیان بسیاری بر جای گذاشته است.