بازگشت آرام سینمای عراق به روزهای اوج
صنعت سینمای عراق که روزگاری یکی از پویاترین بخشهای فرهنگی جهان عرب به شمار میرفت، پس از دههها جنگ، تحولات سیاسی و فروپاشی ساختاری، به آرامی در حال بازیابی جایگاه خود است. اگرچه فیلمسازان و مقامات فرهنگی عراق اذعان دارند که موانع پیشرو همچنان سهمگین است، اما شمار فزایندهای از آنها باور دارند که رنسانس سینمایی این کشور دیگر دستنیافتنی نیست.
"کریستی-بل گِها"، خبرنگار خبرگزاری فرانسه در بغداد، در گزارش خود به مستندسازی وضعیت صنعتی پرداخته است که میکوشد بار دیگر با میراث هنری غنی خود پیوند برقرار کند؛ میراثی که در پی جنگهای پیاپی، تحریمها و ناامنی، تا آستانه نابودی کامل پیش رفت. امروز در سراسر پایتخت عراق، سالنهای متروکه سینما به عنوان نشانههایی عیان از دورانی خودنمایی میکنند که سینما، جزیی جداییناپذیر و مرکزی از زندگی فرهنگی این کشور بود.
با این حال، در کنار این بناهای روبهزوال، نسل جوانی از کارگردانان عراقی با انگیزهای مضاعف پدیدار شدهاند که مصمم به ساخت فیلمهایی با قابلیت جذب مخاطب در داخل و خارج از مرزهای کشور هستند.
"علی البیاتی"، فیلمساز عراقی، یکی از همین چهرههاست. او در حال حاضر مشغول کارگردانی یک فیلم در ژانر وحشت است و امید دارد که این اثر بتواند به چرخه پخش بینالمللی راه یابد. "البیاتی" در گفتگو با خبرگزاری فرانسه، بازسازی سینمای عراق را ماموریتی دشوار اما ممکن توصیف کرد و گفت که احیای این بخش، بیش از آنکه نیازمند دستاوردهای زودهنگام باشد، به تداوم و پشتکار نیاز دارد.
خوشبینی او بازتابدهنده تحول گستردهتری است که در سراسر فضای فرهنگی عراق در حال وقوع است. سالهای اخیر در مقایسه با دهههای گذشته، ثبات نسبی بیشتری را برای این کشور به ارمغان آورده است؛ امری که شرایط را برای فیلمسازان، تهیهکنندگان و نهادهای دولتی مهیا کرده تا بار دیگر سرمایهگذاری در تولیدات سینمای ملی را آغاز کنند.
این پویایی و رونقِ دوباره، با افزایش خلاقیت و موفقیتهای بینالمللی سینمای عراق نیز دوچندان شده است.
یکی از شاخصترین نمونهها در این زمینه، فیلم سینمایی "کیک رئیسجمهور" به کارگردانی "حسن هادی" است؛ اثری که پس از درخشش در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵، توجه محافل جهانی را به خود جلب کرد.
این فیلم، زندگی مردم عراق در دوران تحریمهای بینالمللی زمان حکومت صدام حسین را روایت میکند؛ داستان درباره دختر جوانی است که با وجود کمبود شدید مواد اولیه و اقلام اساسی، مامور میشود تا برای تولد رهبر وقت عراق یک کیک تولد بپزد.
موفقیت بینالمللی این اثر به نمادی امیدبخش برای فیلمسازان نوظهور عراقی تبدیل شده و نشان داده است که داستانهای برخاسته از دل فرهنگ بومی میتوانند با مخاطبانی فراتر از مرزهای کشور ارتباط برقرار کنند.
با این حال، این مسیر احیا و رونق دوباره سینمای عراق همچنان آسیبپذیر و شکننده است.
مقامات عراق سال گذشته طرحی را برای حمایت از ۵۸ پروژه سینمایی آغاز و بودجهای در حدود ۴ میلیون دلار به آن اختصاص دادند.
مسئولان ناظر بر این برنامه اذعان دارند که اگرچه این اقدام گامی رو به جلو و پیشرفتی معنادار به شمار میرود، اما این منابع مالی در مقایسه با استانداردهای تولید در سینمای جهان، همچنان بسیار ناچیز و محدود است.
"وارث کویش"، ناظر این طرحِ تحت حمایت دولت خاطرنشان کرد که چنین بودجهای در بسیاری از کشورهای صاحبنام در عرصه سینما، غالباً تنها هزینه ساخت یک اثر را تأمین میکند؛ موضوعی که نشاندهنده حجم سرمایهگذاری مورد نیاز عراق برای بازسازی یک بخش سینمایی رقابتپذیر است.
با این حال، اقدامات دولت تنها به تأمین مالی آثار جدید محدود نمیشود.
مقامات عراقی در کنار توسعه همکاریهای فرهنگی با فرانسه برای حفظ و معرفی میراث سینمایی خود، در تلاشاند تا آرشیو فیلمهای تاریخی عراق را از مجموعههای داخلی و بینالمللی جمعآوری و احیا کنند.
این تلاشها برای حفظ آثار، پیشینه طولانی سینمای این کشور را برجسته میکند.
تولید فیلم در عراق به دهه ۱۹۴۰ بازمیگردد؛ دورانی که آثار سینمایی این کشور اغلب با همکاری فیلمسازان مصری ساخته میشد. سینمای عراق در طول دهه ۱۹۵۰ شکوفا شد و با خلق آثار کلاسیک، جایگاه و اعتبار ویژهای در سراسر جهان عرب به دست آورد.
یکی از برجستهترین آثار آن دوران، فیلم "سعید افندی" – 1956- ساخته "کامران حسنی" است.
این فیلمِ جریانساز اخیراً در چارچوب پروژه "سینماتک عراق" و با حمایت کشور فرانسه بازسازی شد و در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ به نمایش درآمد تا یکی از گنجینههای سینمایی عراق را به مخاطبان جدید بینالمللی معرفی کند.
اما این دوران شکوفایی، پس از قبضه قدرت توسط صدام حسین در دهه ۱۹۷۰ میلادی به تدریج رو به افول گذاشت؛ چرا که سینما در آن دوره، بیش از پیش به ابزاری برای تبلیغات حکومتی تبدیل شد.
دهههای بعد نیز با جنگ ایران و عراق، تحریمهای بینالمللی، حمله نظامی آمریکا در سال ۲۰۰۳، خشونتهای فرقه-مذهبی و ظهور گروههای افراطی همراه شد و مجالی برای تولیدات هنری مستمر باقی نگذاشت.
امروز زخمهای این دوران همچنان بر پیکر بغداد خودنمایی میکند.
سینماهای تاریخی که روزگاری پذیرای انبوه تماشاگران بودند، اکنون متروکه رها شده یا به انبار و مراکز تجاری تبدیل شدهاند.
در مکانهایی مانند "سینما غرناطه"، تابلوهای رنگوروپرفته، نماهای فرسوده و بقایای پوسترهای قدیمی فیلمها، یادآور صنعتی هستند که روزگاری جایگاهی پرفروغ در جامعه عراق داشت.
امروزه مخاطبان بیشتر به پردیسهای سینمایی مدرن در مراکز خرید روی میآورند؛ جایی که جدول اکران سینماها در تسلط فیلمهای پرفروش هالیوودی و آثار تولیدی مصر است.
این دگرگونی، همانقدر که چشمانداز اکران فیلم در عراق را تغییر داده، عادات تماشای فیلم در میان مردم را نیز دستخوش تحول کرده است.
"عبدالهادی الراکب"، فیلمساز سوری که مستندش به بررسی سینماهای تاریخی بغداد میپردازد، تاکید کرد که ناپدید شدن سینماهای سنتی، فرهنگ فیلم و سینما در عراق را از بنیان تضعیف کرده است.
او، استدلال میکند که تعطیلی این سالنها نه تنها حضور مردم در سینماها را کمرنگ کرده، بلکه به علاقه عمومی به خودِ امر فیلمسازی نیز آسیب زده است؛ مسألهای که چرخه معیوبی ایجاد کرده که در آن، کاهش مخاطب به معنای کاهش تولیدات داخلی است.
با این حال، چالشهای پیش روی تولید فیلم، فراتر از مسائل مالی است.
"حسن هادی"، کارگردان سینما، با اشاره به اینکه فیلم "کیک رئیسجمهور" در داخل عراق فیلمبرداری شده است، توضیح داد که تشکیل یک تیم تولید به دلیل کمبود شدید نیروهای فنی و مجرب بومی، کار را بسیار دشوار کرده بود.
به گفته هادی، برای تکمیل کادر اجرایی و فنی عراقی، نیاز به جذب و حضور متخصصان اروپایی در این پروژه بود.
اگرچه کارشناسان بینالمللی از تخصص فنی بالایی برخوردار بودند، اما آشنایی چندانی با بافت فرهنگی عراق نداشتند؛ موضوعی که در طول مراحل فیلمبرداری، چالشهای تدارکاتی و خلاقانه مضاعفی را به همراه داشت.
او، بر این باور است که اگر قرار باشد تولیدات سینمایی عراق به طور مستمر در عرصههای بینالمللی رقابت کنند، بخش سینمای این کشور نیازمند سرمایهگذاری بهمراتب بیشتری در زمینه آموزشهای فنی، کارگاههای تخصصی و توسعه نهادهای بلندمدت است.
با وجود این کاستیها، هادی ابراز امیدواریِ محتاطانهای نسبت به آینده این صنعت داشت.
"حسن هادی"، اظهار داشت که شمار فزایندهای از عراقیها مایلند داستانهای خود را از طریق جادوی سینما روایت کنند؛ هرچند منابع موجود برای حمایت همهجانبه از این جاهطلبیِ خلاقانه همچنان ناچیز است.
از دیدگاه کارگردانانی چون "بیاتی"، آینده این صنعت در نهایت نه تنها به حمایتهای دولتی، بلکه به بازسازی اعتماد مخاطبان به آثار سینماییِ خودِ عراق بستگی دارد.
او استدلال میکند که درآمدزایی پایدار از گیشه داخلی، پایه اقتصادی مستحکمی را شکل میدهد که میتواند بستر مناسبی را برای استمرار فیلمسازی فراهم کند؛ بدون آنکه سینمای کشور صرفاً به بودجههای دولتی یا کمکهای مالی بینالمللی وابسته باشد.
مسیر احیای جایگاه سینمای عراق همچنان طولانی و مبهم است.
با این حال، بازگشت نسخههای بازسازیشده آثار کلاسیک به جشنوارههای بینالمللی، درخشش تولیدات جدید در خارج از کشور و تداوم پروژههای خلاقانه فیلمسازان جوان، نشان میدهد که این صنعت گامبهگام در حال بازپسگیری جایگاه خود در جریان احیای فرهنگی گستردهتر عراق است.
بازسازی سینمای عراق فرآیندی سریع یا ساده نخواهد بود؛ اما برای بسیاری از فیلمسازانی که امروزه پشت دوربین قرار دارند، این پروژه بیش از آنکه رنگوبوی نوستالژی داشته باشد، با افقهایی از امید و امکان پیوند خورده است.