موانع نظامی، اقتصادی و حقوقی؛ آیا ترامپ میتواند جزیره خارگ را تصرف کند؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اعلام کرده است که قصد دارد کنترل نفت ایران را به دست بگیرد و این احتمال وجود دارد نیروهای آمریکایی جزیره خارگ، شریان اصلی صادرات نفت ایران را به تصرف خود درآورند.
روز دوشنبه ۳۰ مارس ۲۰۲۶، ترامپ در مصاحبه با نشریه "فایننشال تایمز" اظهار داشت: بهترین گزینه برای من تصرف نفت ایران است؛ اما برخی افراد نادان در داخل آمریکا میپرسند چرا این کار را میکنی؟
ترامپ این اقدام را با وضعیت ونزوئلا مقایسه کرد، جایی که واشینگتن به دنبال کنترل کامل بر بخش نفت آن است.
رئیسجمهور آمریکا با اشاره به اینکه تصرف جزیره خارگ یک گزینه روی میز است، مدعی شد که این کار آسانی خواهد بود؛ زیرا به گفته او "ایرانیها دیگر هیچ دفاعی در آن منطقه ندارند."
واقعا "کار آسانی" خواهد بود؟
در حال حاضر دو مسیر "جنگ" و "مذاکره" به موازات هم پیش میروند. ترامپ علیرغم تهدیدهایش فاش کرد که گفتگوهای غیرمستقیم از طریق فرستادگان پاکستان ادامه دارد. همزمان، او ضربالاجلی تا تاریخ ۶ آوریل برای ایران تعیین کرده تا توافقنامهای برای پایان جنگ امضا کند، "در غیر این صورت با حملات بیشتری روبرو خواهند شد."
پنتاگون دستور اعزام ۱۰ هزار سرباز دیگر به خاورمیانه را صادر کرده است که بخشی از آنها نیروهای "تفنگدار دریایی" و لشکر ۸۲ هوابرد هستند؛ نیروهایی که برای عملیات تصرف و استقرار در زمین آموزش دیدهاند.
اگرچه آمریکا قدرتمندترین نیروی دریایی و هوایی جهان را در اختیار دارد، اما کارشناسان نظامی معتقدند تصرف فیزیکی جزیرهای در قلب آبهای ایران "کار سادهای نیست". ایران، سیستمهای پدافندی فشردهای در اطراف خارگ مستقر کرده و میتواند از طریق قایقهای تندرو، مینهای دریایی و پهپادها، تنگه هرمز را مسدود کرده یا به ناوگان آمریکا حمله کند. همچنین، اشغال زمینی نیازمند نیروی پیاده بسیار زیادی است که این امر میتواند منجر به شعلهور شدن یک جنگ تمامعیار در سطح منطقه شود.
پیامدهای اقتصادی
جنگ میان آمریکا-اسرائیل و ایران وارد دومین ماه خود شده است. این نبرد منطقه را با بحرانی بزرگ مواجه کرده و قیمت نفت برنت را به بالای ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسانده است.
جزیره خارگ که ترامپ مدام از آن سخن میگوید، در شمال خلیج واقع شده است. اهمیت این جزیره در آن است که یک سکوی طبیعی برای بارگیری نفت محسوب میشود و نزدیک به ۹۰٪ صادرات نفت ایران از این نقطه انجام میگیرد. هرگونه حمله یا تصرف این جزیره به معنای قطع شریان حیاتی اقتصاد ایران است.
تحلیلگران سیاسی و اقتصاددانان بر این باورند، هرگونه درگیری در خارگ یا خلیج فارس، قیمت نفت را به سطحی بیسابقه (احتمالاً بالای ۱۵۰ دلار) خواهد رساند که آسیب شدیدی به اقتصاد جهانی و خود امریکا وارد میکند. این تأثیرات در همان روزهای نخست جنگ نمایان شد و گریبانگیر کشورهای منطقه، اروپا و حتی ایالات متحده گشت. از سوی دیگر، قطع عرضه نفت ایران در بازارهای جهانی منجر به کمبود شدید عرضه خواهد شد که برای کشورهای صنعتی فاجعهبار است.
حقوق بینالملل
فراتر از پیامدهای اقتصادی، موانع حقوقی جدی نیز بر سر راه خواسته ترامپ وجود دارد. از منظر حقوق بینالملل، تصرف خاک یک کشور دیگر بدون مجوز شورای امنیت، "تجاوز" محسوب میشود. بر اساس اصول بینالمللی، شورای امنیت به هیچ کشوری اجازه نمیدهد با هدف الحاق یا تغییر مرزها، خاک کشور دیگری را تصرف کند.
سیستم بینالمللی پس از سال ۱۹۴۵ بر پایه "حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها" بنا شده است. با این حال، سه وضعیت خاص وجود دارد که در آن شورای امنیت اجازه مداخله نظامی یا استقرار موقت (و نه اشغال دائمی) را میدهد:
حفظ صلح و امنیت بینالمللی: طبق فصل هفتم منشور ملل متحد، اگر کشوری تهدیدی برای صلح جهانی باشد، شورای امنیت میتواند حکم استفاده از زور را صادر کند. این به معنای اشغالگری نیست، بلکه برای درهمشکستن یک رژیم متجاوز یا واداشتن یک کشور به اجرای تصمیمات بینالمللی است.
مسئولیت محافظت: اگر دولتی ناتوان یا بیمیل به محافظت از مردم خود در برابر نسلکشی یا جنایات جنگی باشد، شورای امنیت میتواند مجوز ورود نیروهای بینالمللی را به دلایل بشردوستانه صادر کند.
دفاع از خود: طبق ماده ۵۱، کشوری که مورد حمله قرار گرفته حق دفاع از خود را دارد. در این حالت، کشور مدافع میتواند برای نابودی نیروهای دشمن وارد خاک کشور متجاوز شود، اما این حق را ندارد که آن خاک را برای همیشه تصاحب کند.
به طور کلی، هیچ قطعنامهای در شورای امنیت وجود ندارد که به "اشغال دائم خاک" مشروعیت ببخشد.